العلامة المجلسي
106
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
كه آن حضرت فرمود كه گويا مىبينم حضرت قائم - عليه السلام - را در نجف كوفه كه زره حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - را بپوشد ، و بر اسب سياهى سوار شود كه ميان پيشانى آن اسب سفيد باشد ، پس اسب را به حركت در آورد ، به نحوى كه به اعجاز آن حضرت مردم هر شهر چنان بينند كه حضرت با ايشان و در ميان شهر ايشان است . پس علم رسول خدا را بگشايد و بر پا كند ، چوبش از عمود عرش باشد ، و بر ساير اجزايش تمام نصرت و يارى حق تعالى نوشته باشد آن علم را به سوى هيچ جماعت متوجه نسازد مگر آن كه خدا ايشان را هلاك گرداند ، پس چون آن علم را حركت دهد هيچ مؤمنى نماند مگر آن كه دلش در شجاعت مانند قطعهء آهن شود ، و به هر مؤمن ، خدا قوّت چهل مرد را كرامت فرمايد ، و هيچ مؤمنى در قبرها نماند مگر آن كه حق تعالى اين فرج را در قبر او بر او داخل گرداند ، و مؤمنان در قبرها به زيارت يكديگر روند و يكديگر را به ظهور قائم آل محمد - عليه السلام - بشارت دهند . پس بر آن حضرت نازل شوند سيزده هزار و سيصد و سيزده ملك از آن ملكى چند كه با حضرت نوح - عليه السلام - در كشتى بودند ، و از آنها كه با حضرت ابراهيم - عليه السلام - بودند در هنگامى كه نمرود او را به آتش انداخت ، و آنها كه با حضرت موسى - عليه السلام - بودند در وقتى كه دريا براى او شكافته شد ، و آنها كه با حضرت عيسى - عليه السلام - بودند در وقتى كه خدا او را به آسمان برد ، و چهار هزار ملك علامت دار و هزار ملك ديگر كه به رديف يكديگر نازل شدند و سيصد و سيزده ملك كه در جنگ بدر و غير آن بر حضرت رسالت پناه - صلى الله عليه و آله - نازل شدند ، و چهار هزار ملك كه به يارى حضرت امام حسين - عليه السلام - نازل شدند . پس حضرت رخصت نفرمودند كه ايشان قتال كنند و الحال ژوليده مو و گرد آلوده نزد قبر آن حضرتاند و گريه مىكنند بر آن حضرت تا روز قيامت ، و سر كرده ايشان ملكى است كه او را منصور مىگويند هر كه به زيارت آن حضرت مىرود آن ملائكه او را استقبال مىكنند ، و هر كه وداع مىكند او را مشايعت مىنمايد ، و هر كه بيمار مىشود از زائران ، او را عيادت مىكنند ، و هر كه مىميرد از ايشان ، بر جنازهاش نماز مىكنند و براى او استغفار مىكنند ، و اينها همه در زميناند و انتظار مىكشند كه حضرت